عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
161
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
است : إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ « 3 » در حالى كه از ضمير « انزلناه » سخنى به ميان نيامده است ، و چنان كه گفته است : حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ « 4 » و « 5 » . أوس بن حجر گفته است : [ از بحر طويل ] 393 و غيّرها عن وصلنا الشّيب انّه * شفيع الى البيض الحسان مجرّب « 6 » و شاعر از ضمير « انّه » جوانى راى اراده كرده است . و ممكن است خدا از « نور » خود قرآن راى اراده كرده باشد : چنان كه خداى - تعالى - گفته است : قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ « 7 » . و « مشكاة » در كلام عرب عبارت از شكافى است كه روزن ندارد . و قرائت شده است : [ از بحر رجز ] 394 تدير عينين لها نجلاوين * كمثل مشكاتين مصباحين و گفته شده : « مشكاة در زبان حبشيان به معناى ( كوّة ) : روزنه ، است . » اگر گفته شود : « با وجود گفتار خداى - تعالى - : . . . بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ « 8 » چگونه جايز شد در سخن گفتن با عرب ، لغت ( مشكاة ) به كار رود ؟ » جواب اين است كه ممكن است يك اسم در دو زبان متّحد شود . و مثل چنان اتّحادى در برخى موارد توافق ( در الفاظ و معانى ) قابل انكار نيست ؛ پس گاهى در بيتهايى از شعر ، ميان دو شاعر توارد روى مىدهد ، و مثل چنان تواردى قابل انكار نيست ، و مانند تواردى كه ( در الفاظ و معانى ) ميان اهل دو زبان واقع مىشود و ممكن است « مشكاة » از
--> ( 3 ) - سورة القدر ( 97 ) آيهء 1 . ( 4 ) - سورة ص ( 38 ) آيهء 32 . ( 5 ) - در آن آيه نيز ضمير به مرجعى برگشته كه مذكور نيست ، و آن « شمس » است . - م . ( 6 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در ديوان او ، ص 5 چنين روايت شده است : و غيرها عن وصلها الشيب انّه * شفيع الى بيض الخدود مدرّب ( 7 ) - سورة المائدة ( 5 ) آيهء 15 . ( 8 ) - سورة النّحل ( 16 ) آيهء 103 ، و سورة الشعراء ( 26 ) آيهء 195 .